تبليغاتX
خلوتهای تنهایی
گر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري

چند روزه میخوام در مورد عزاداریهای دهه محرم بنویسم اما همش جلوی خودم رو میگیرفتم و سعی می‌کردم در مورد مسائل دیگری بنویسم آخه من برای ائمه احترام خاصی فائلم اما دیدم اگه این حرفها رو نزنم تو گلوم گیر میکنه، من نمیدونم معنی این بلندگوهایی که اندازه‌اش دوبرابره هیکل آدمیزاده چه معنایی می‌تونه داشته باشه!!!؟ اگر شدت ناراحتی رو نشون میده مخصوصاً که تا 12شب هم با صدای بلند روشن باشه و آسایش صغیر و کبیر رو صلب کنه خوب اشکالی نداره قبول، با طبلهایی که دیگه کارشون از چرخ دستی هم گذشته و باید با وانت بار حملشون کرد رو چی میگین که با هر ضربه‌ای که اون جوون خوش تیپ بهش میزنه آدم نیم متر میره هوا، البته این هم میتونه خوب باشه چون اولاً که ما رو نیم متر به خدا نزدیکتر میکنه ثانیاً عقده‌هایی که طی یک سال گذشته تو دل بچه ها مونده رو میتونه به نحو احسن خالی کنه و هر کس که دلش بیشتر پره محکم تر بکوبه به اون صاحاب مرده‌، در مورد دوقل و سنچ و صدای بچه‌های رپ خون که محرم طی عملیاتی مقدس تبدیل میشن به مداح که گاهی هم پشت میکروفون یادشون میره که اینجا مجلس عزای آقاست و یک لحظه فکر میکنن که eminem هستن چیزی نمیگم چون در مقابل اون کره جدیدی که هنوز فضانوردان کشفش نکردن به اسم طبل و اون آقا غوله که صداش یک محله که سهله یک منطقه رو میلرزونه که شنیدم بهش می‌گفتن اِکو هیچه!!!

از صف شلوغ آرایشگاهها و بوتیکها و لوازم آرایشی هم گذشتم، یه دوست دارم که فروشگاه لوازم آرایشی داره، دیروز پیشش بودم بهش گفتم علی این چند وقته دیگه کارت حسابی کساد میشه‌ها بهتره درشو ببندی، او خنده ملیحی به من کرد و گفت محمد کجای کاری، دوست گرام فروش من تو این ایام از تمام روزهای سال بیشتره گفتم حتی از شب عید گفت حتی از شب عید! ، در همین مابین براش چند تا وانت بار لوازم آرایشی آلمانی اومد،رو کرد به من و گفت حالا باور کردی!!!؟

من رو که بهت فرا گرفته بود با بغضی خاص از مغازه اومدم بیرون. نمیدونم این همه از لوازم و مقدمات محرم و هیئت‌های عزاداری گفتم ، خدایی شما یک نشونی از امام حسین پیدا کردین!!!؟

اون جمعیتی که با آوردن اسم علی اصغر و صحرای کربلا سرشون رو می‌کوبن به در و دیواربه نظر شما اگر ازشون واقعه کربلا رو بپرسی که در آن روز چه اتفاقی افتاد می‌دونن!!!؟ اصلاً‌ می‌دونند که امام حسین برای چه هدفی جنگید؟

به نظر من بهتره قبل از اینکه برای امام حسین چادر بزنیم و عزاداری کنیم، مجلس عزا و غم برای حال خودمان برپا کنیم چون اوضاع ما ناراحت کننده تر از امام حسینه.

یاد دکتر شریعتی افتادم که می‌گفت: در عجبم از مردمی که زیر شلاغ ظلم و ستم زندگی می‌کنند و بر حسینی می‌گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.

سخن را کوتاه می‌کنم و ازتون خواهش می‌کنم که اگر واقعاً عزا دار امام حسین هستید اخلاق و آرمانهاش رو سرلوحه کاراتون قرار بدین و سعی کنید او را بیشتر بشناسید نه اینکه در صفهای زنجیر زنی دخترهای خوشگل رو گلچین کنید و در اولین فرصت شمارتون رو بهش بدین،یا اینکه شونصد قلم آرایش کنید و بایستید کنار خیابون تا ببینید دوست پسر کدومتون علامت سنگین تر رو بلند می‌کنه.

البته ببخشید به خودتون نگیرید از من هم ناراحت نشید، اما هممون می‌دونیم اطرافمون چه خبره و بهتره خودمون رو گول نزنیم.

نا گفته نماند که خیلی از جاها هم هست که مراسمشون واقعاً‌ حسینیست و واقعاً با علم و دانایی عزاداری میکنند، بچه‌ها از همتون التماس دعا دارم.

                                                 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 14:44 توسط محمد |

اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي
بوته اي بر دامنه باش
ولي بهترين بوته اي باش که در دامنه ها مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي؛ بوته باش
اگرنمي تواني بوته اي باشي؛ علف گوچکي باش
و چشم انداز کنار شاهراهي را شادمانه تر کن
همه ما را که نا خدا نمي کنند؛ ملوان هم مي توان بود
(در اين دنيا براي همه ما کاري هست-کارهاي بزرگ و کمي کوچکتر)
و انچه که وظيفه ماست ؛ چندان دور از دسترس نيست.
 
هر آنچه که هستي بهترينش باش!

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:31 توسط محمد |

امروز هوا سرد بود و ما تقصیر را بر گردن زمستان انداختیم ، امروز بچه گنجشک در گوشه پیاده رو از زور سرما و گرسنگی جان باخته بود و ما تقصیر را بر گردن زمستان انداختیم ، امروز در آسمان ستاره بود، امروز کبک سرش را در زیر برف فرو برده بود، امروز صدای قناری در کوچه‌ها از بالای درخت شنیده نمیشد و ما باز هم تقصیر را بر گردن زمستان انداختیم، امروز دیگر بوی چوب سوخته از جنگل به مشام نمیرسید، امروز روز نبود، امروز تاریک بود وما تقصیر را بر گردن زمستان انداختیم،امروز دستانمان سرد بود، امروز اشکها بر گونه‌هامان خشکیده بود و ما...

خدا را شکر که زمستان را آفرید و ِالا ما چه میکردیم!

325292_orig.jpg               325280_orig.jpg                  Go to fullsize image

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 10:20 توسط محمد |

سلام به همگی

عیدتون مبارک

میخواستم  تو این پستم از حضرت علی خیلی چیزها بنویسم اما دیدم هر چی بگم  باز هم یه چیزی کم داره و از توان من یکی خارجه که بتونم حضرت رو توصیف کنم به خاطر همین ترجیح میدم به جای اینکه کلی حرف بزنم چند بیت شعر بگذارم اینجا.

امیدوارم تعطیلات به همتون خوش بگذره (البته من بیچاره که امتحان دارم-اما خیالتون راحت نمیذارم بهم بد بگذره )

نرو اي گداي مسكين ، در خانه‌ي علي زن                  كه علي زند شبانه ، در خانه ‌ي گدا را

                                            ************************

 

در دیر و حرم قبله نما کیست علیست

                                 مولا و مراد و مقتدا کیست علیست

 قرآن همه حمد و حمد بسم الله است

                                 در بسم اله نقطه با کیست علیست

 

حرم امام علی حرم آقا                          منزل امام علی، محل استراحت امام علیمنزل امام

 

مسجد کوفه، محل ضربت خوردن امام علی مسجد کوفه            

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 9:20 توسط محمد |