اگر کاري که ميکني? هوشمندانه باشد? هيچ اشکالي ندارد که تو را احمق بدانند ...
سلام
میخواستم پست این بارم رو در مورد انسان و رابطهاش با آهنربا و قطب مثبت و منفی و این چیزها بنویسم و اصلاً بهتون نگم که 22 این برج بیست و دومین سالگرد تولد منه، دلیل این هم که پست این بارم رو کمی دیرتر از حد معمول نوشتم و باعث اعتراض بعضی از بچهها شد همین بود که با خودم کلنجار میرفتم که در مورد تولدم بنویسم یا نه.
تو این چند روزه خیلی با خودم فکر کردم که تو این بیست و دو ساله چی کار کردم و چه قدمهایی در راه کاملتر شدنم برداشتم، چه خطاهایی کردم و چه اشتباهاتی مرتکب شدم که هنوز جبرانشون نکردم، به این که اصلاً بودنم با نبودنم برای اطرافیانم فرقی میکنه، خودم چقدر برای خودم ارزش قائلم و خودم چقدر خودم رو قبول دارم،چون من معتقدم که اول باید خودم کارهام رو قبول داشته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم بعد از دیگران این توقع رو داشته باشم.
تو این چند هفته اخیر نشستم و با خودم برنامهها و کارهایی که در آینده باید انجام بدم رو حسابی با خودم مرور کردم،، اما مسیر دشواری پیش رو دارم و تمام سعی و تلاشم رو هم خواهم کرد تا به احدافم برسم .
من همیشه سعی میکردم انرژی مثبت داشته باشم و اصلاً افکار منفی رو به خودم راه ندم و الان هم نمیخوام حرفهای من بویی از نا امیدی داشته باشه اما این چند وقته همش بد بیاری میارم نمیدونم ایراد کارم کجاست و کجا کوتاهی کردم ولی هنوز به همه چیز امیدوارم و ایمان دارم که خدا حواسش به من هست.
راستی حواسم نبود این پست من اصلاً ربطی به تولد نداشت اما به نظرم کار بیهوده ایه که برای تولد شادی کنیم چون معتقدم خودم برای این کار زحمتی نکشیدم و بیشتر دوست دارم به خاطر موفقیتها و کارهای مثبتی که خودم باعثش بودم و زحمت کشیدم شادی کنم و جشن بگیرم.
در ضمن یکی از بهترین دوستانم شهریار زحمت کشیده و به من لطف کرده و برای تولدم شعر گفته که دعوتتون میکنم به خواندن شعر:
طالعش با برج جوزا شد قرین آن همایون پی شه مردان دین
نه شبانگه کمتر از قره شبی زاده شد شیرین لب و شور آفرین
بر شده افزون ز سال شصت و پنج سیزده قرن از قیام مسلمین

1. آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم نيستند
عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.
2. آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هم نيستند
مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بي شخصيتاند و بي اعتبار. هرگز به چشم نميآيند. مرده و زندهاشان يکي است.
3. آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم هستند
آدمهاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به خاطر ما ميمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
4. آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هستند
شگفت انگيز ترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک ميکنيم. باز ميشناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سکوت ميکنيم و غرقه در حضور آنان مست ميشويم و درست در زماني که ميروند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
راستي تو از كدام دسته اي ؟
