
بارون که می باره دوباره تازه می شم ، مثل تولد دوباره شبنم در بیکرانه رویاها.
مثل سپیدی صبح در وقت طلوع عشق...
قطره های پاک و زلال بارون که روی گونه هام می شینه ، روحم رو به بلندای آسمون می بره. پرواز می کنم، اوج می گیرم.
تو همزاد بارونی و من عاشق بارون!
و باز بارون می باره و باز دلتنگی دل تنگ من آغاز می شه...
..
...
برای تو !